عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
62
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
شرايع باز ميگردد ، و اين آيت هر چند كه از روى ظاهر لفظ عامّ است اما معنى و مراد به آن خاصّ است كه نه همگان كافران را حكم ازلى در شقاوت ايشان سابق بود و از انذار رسول خدا بى فايده ماندند ، كه بعد از نزول اين آيت بسى كافران مسلمان گشتند و بانذار رسول منتفع شدند . بس معلوم گشت كه اين آيت قومى مخصوص را فرود آمد ضحاك گفت ابو جهل بود و پنج كس از اهل بيت وى . ابن عباس گفت قومى جهودان بودند كه در عهد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در نواحى مدينه مقام داشتند و پس از آن كه به نبوت مصطفى معرفت داشتند بوى كافر شدند . ربيع انس گفت مشركان عرب بودند كه روز بدر همه كشته شدند بدست مسلمانان و در شأن ايشان اين آيت آمده بود كه أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً . . ثم قال - سَواءٌ عَلَيْهِمْ - اى متساويا عندهم الانذار و تركه . خداى را عزّ و جل صفت انذار گويند كه جاى ديگر گفت - انّا انذرناكم عذابا قريبا - و معنى انذار مركب است از دو صفت كه خداوند قديم جلّ جلاله بهر دو صفت موصوف است - يكى اعلام و ديگر تخويف . و به قال تعالى ذلك يخوّف اللَّه به عباده . و سواء لفظ واحد آن است و سواسيه جمع آن ، و هو جمع على المعنى دون اللفظ . أَنْذَرْتَهُمْ - بمدّ و تليين همزهء ثانى قراءة ابو عمرو و نافع و ابن كثير است و لغت اهل حجاز است و تحقيق همزتين بى مدّ قراءة باقى و اختلاف قرءات از اختلاف لغات عرب است و بمعنى همه يكسان و ظاهر كلمه استخبار است اما بمعنى اخبار است . كأنّه قال - سواء عليهم الانذار و ترك الانذار . إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا ميگويد ايشان كه حق بپوشيدند و بوحدانيت اللَّه اقرار ندادند و مصطفى را براست نداشتند و استوار نگرفتند و فرمان شرع ما را گردن ننهادند اگر بيم نمايى و آگاه كنى ايشان را يا نكنى يكسان است برايشان ، نگروند و گردن ننهند ، كه ايشان را رقم شقاوت كشيدهايم در ازل ، و حكم ما بحرمان ايشان سابق است . عَلَيْهِمْ - از بهر آن درآورد كه ايشان در حكم محروماند و پس ببلا محجوج .